×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

افزونه جلالی را نصب کنید.  .::.   برابر با : Thursday, 15 October , 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 2 خبر

به قلم دکتر ایمان آقاملاپور رئیس شورای استانی حزب کارگزاران سازندگی خوزستان

برای بررسی این موضوع باید برخی پرسش ها را مد نظر داشت .

۱-دقیقاً میان ترامپ و پوتین چه اتفاقی افتاده است؟

طبق گزارش رویترز و آسوشیتدپرس، تماس تلفنی دو رئیس‌جمهور در روز جمعه ۹ اکتبر(۱۷ مهر ) انجام شد و دو موضوع مهم داشت: ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ درباره جنگ اوکراین و وضعیت ایران گفت‌وگو کردند؛ همچنین توافقی برای عرضه گازوئیل روسیه به بازار آمریکا و بازار جهانی اعلام شد. دولت آمریکا نیز معافیت موقت شش‌ماهه‌ای برای برخی محموله‌های گازوئیل روسیه صادر کرد.

اما بخش مهم‌تر برای ایران، خبر دیگری است: کرملین در ۱۰ اکتبر اعلام کرد پوتین، با هماهنگی رئیس‌جمهور ایران، مواضع تهران درباره راه‌حل احتمالی جنگ را به ترامپ منتقل کرده است. هیچ جزئیات رسمی درباره پاسخ ترامپ یا توافق مشخصی بر سر منافع ایران منتشر نشده است

۲. آیا این تحولات به سود ایران است یا به زیان ایران؟

برای پاسخ دقیق، باید چند سناریو را از هم جدا کنیم.

سناریوی اول: میانجی‌گری روسیه برای پایان جنگ .اگر پوتین بتواند مواضع ایران را به طرف آمریکایی منتقل کند و زمینه توافقی با تضمین‌های اجرایی فراهم شود، این مسیر می‌تواند به کاهش خطر جنگ، بازگشت ثبات اقتصادی و کاهش فشار بر ایران کمک کند. فعلاً نقش میانجی‌گرانه روسیه اعلام شده، اما نتیجه قطعی نیست.

سناریوی دوم:

اگر واشنگتن و مسکو در موضوعات انرژی، تحریم‌ها یا مسائل امنیتی به تفاهم برسند، اما برای خواسته‌های ایران امتیاز مشخصی در نظر نگیرند، تهران ممکن است از برخی تصمیم‌های مهم کنار گذاشته شود. این یک خطر قابل بررسی است، نه یک نظر تأییدشده از وقوع چنین معامله‌ای.

سناریوی سوم: ادامه بن‌بست و فشار اقتصادی است آنگونه که

در گزارش های برخی خبرگزاری های آمریکایی آمده است به نظر می رسد ایران پاسخ آمریکا به پیشنهادش درباره بازگشایی تنگه هرمز را ناکافی دانسته است. ادامه این بن‌بست می‌تواند ریسک تجارت، صادرات انرژی و اقتصاد ایران را بالا نگه دارد . آیا از معاملات پشت‌پرده خبر داریم؟ پاسخ این پرسش پوشیده است بنابراین

یک نکته را باید صریح بگویم: در سیاست خارجی، رابطه نزدیک تهران و مسکو لزوماً به معنای همسانی منافع دو کشور نیست. روسیه ممکن است در یک موضوع از ایران حمایت کند و در موضوع دیگری اولویت‌های خودش را دنبال کند.اگر بخواهیم این ماجرا را عمیق‌تر بررسی کنیم، پرسش اصلی این است: آیا پوتین صرفاً پیام ایران را به ترامپ رسانده یا می‌خواهد از پرونده ایران برای گرفتن امتیازهای بزرگ‌تر در رابطه با آمریکا استفاده کند؟ این پرسش مهمی است، اما برای پاسخ قطعی به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.به نظر می رسد ، برای ارزیابی رابطه ایران و روسیه، بهتر است به‌جای اتکا به ادبیات دوستی یا اتحاد، سه معیار را دنبال کنیم:

۱- آیا روسیه در بزنگاه‌های مهم حاضر است برای حمایت از منافع ایران هزینه واقعی بپردازد؟

۲- آیا همکاری‌های دو کشور دارای تعهدات روشن و قابل سنجش است یا عمدتاً به تفاهم‌های سیاسی وابسته است؟

۳- آیا ایران گزینه‌های دیپلماتیک و اقتصادی دیگری دارد که وابستگی‌اش به تصمیم‌های مسکو را کاهش دهد؟

این معیارها کمک می‌کنند بدون پیش‌داوری، میزان اتکاپذیری رابطه را بسنجیم.

نکته محوری این است: سیاست خارجی پایدار زمانی شکل می‌گیرد که کشورها بتوانند با قدرت‌های مختلف همکاری کنند، اما امنیت و منافع حیاتی خود را به اراده هیچ قدرت خارجی گره نزنند.

مسئله سیاست خارجی ایران را نیز می‌توان در چارچوب همین واقعیت بررسی کرد. تحریم‌های گسترده، اختلافات طولانی با ایالات متحده، تنش‌های امنیتی و محدودیت‌های موجود در روابط با اروپا، فضای انتخاب تهران را محدود کرده‌اند. در چنین شرایطی، گسترش مناسبات با چین و روسیه به یکی از محورهای مهم سیاست خارجی ایران تبدیل شده است. بااین‌حال، پرسش اساسی این است که آیا تقویت روابط با این دو قدرت می‌تواند به‌تنهایی پاسخ‌گوی نیازهای اقتصادی و راهبردی ایران باشد؟

پاسخ به این پرسش مستلزم نگاهی واقع‌گرایانه به منافع ملی، تجربه تاریخی و منطق رفتار قدرت‌های بزرگ است.

محدودشدن گزینه‌های دیپلماتیک ایران را نمی‌توان صرفاً به تحریم‌های خارجی یا تنها به تصمیم‌گیری‌های داخلی نسبت داد. این وضعیت حاصل تعامل مجموعه‌ای از عوامل است که در طول زمان بر یکدیگر اثر گذاشته‌اند.

از یک سو، تحریم‌های اقتصادی، محدودیت دسترسی به سرمایه و فناوری، دشواری مبادلات مالی و بی‌اعتمادی متقابل، هزینه همکاری با ایران را برای بسیاری از بازیگران بین‌المللی افزایش داده‌اند.

از سوی دیگر، اختلاف‌نظر درباره اولویت‌های سیاست خارجی و دشواری شکل‌گیری اجماعی پایدار درباره چگونگی تعامل با جهان، می‌تواند دستیابی به راهبردی منسجم و قابل پیش‌بینی را دشوار کند.این دو دسته عوامل از یکدیگر مستقل نیستند. محدودیت‌های خارجی می‌توانند فضای تصمیم‌گیری داخلی را تنگ‌تر کنند و ناهماهنگی در تصمیم‌گیری نیز ممکن است هزینه توافق‌های خارجی و اعتماد به دوام آن‌ها را افزایش دهد.

در نتیجه، کشور با چرخه‌ای مواجه می‌شود که خروج از آن صرفاً با تغییر ادبیات دیپلماتیک یا تکرار مواضع سیاسی امکان‌پذیر نیست؛ بلکه به اصلاح تدریجی سازوکارهای تصمیم‌گیری، تعریف اهداف روشن و اتخاذ سیاست‌هایی نیاز دارد که بتوان آثار و نتایج آن‌ها را ارزیابی کرد.

چین و روسیه؛ شرکای مهم، نه تضمین‌کنندگان منافع ایران.

تقویت روابط با چین و روسیه می‌تواند برای ایران فرصت‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی ایجاد کند. همکاری در حوزه انرژی، تجارت، حمل‌ونقل، فناوری و سازوکارهای منطقه‌ای، ظرفیت‌هایی واقعی برای دو طرف به شمار می‌روند. از این منظر، توسعه مناسبات با شرق نه‌تنها قابل فهم، بلکه بخشی از تلاش ایران برای کاهش آثار محدودیت‌های خارجی است.

بااین‌حال، باید میان همکاری راهبردی و هم‌پوشانی منافع تفاوت قائل شد. کشورها ممکن است در یک پرونده با یکدیگر همکاری کنند، اما در پرونده‌ای دیگر اهداف متفاوتی داشته باشند. هیچ رابطه‌ای را نمی‌توان صرفاً بر مبنای ادبیات دوستانه یا توافق‌های سیاسی، تضمینی برای حمایت نامحدود از منافع طرف مقابل دانست.

روسیه در کنار همکاری با ایران، اولویت‌های مستقل خود را در حوزه امنیت اروپا، جنگ اوکراین، انرژی و مناسبات با آمریکا دنبال می‌کند. چین نیز به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان، روابط گسترده‌ای با کشورهای متعدد دارد و ملاحظات تجاری، فناوری و امنیتی خود را در مقیاسی جهانی محاسبه می‌کند.

تحلیل منتشرشده از سوی مؤسسه کارنگی در مارس ۲۰۲۶ نیز بر تفاوت محاسبات مسکو و پکن و محدودیت تمایل آن‌ها به پذیرش هزینه‌های مستقیم برای حمایت از تهران تأکید کرده است. این ارزیابی به معنای بی‌اهمیت‌بودن روابط با شرق نیست؛ بلکه یادآور این واقعیت است که منافع مشترک، لزوماً به تعهدات نامحدود منجر نمی‌شوند.

بنابراین، مسئله اصلی نه فاصله‌گرفتن از چین و روسیه، بلکه پرهیز از تبدیل روابط با آن‌ها به مسیرهای انحصاری سیاست خارجی ایران است. رابطه‌ای که در آن گزینه‌های جایگزین محدود باشد، ممکن است به‌تدریج قدرت چانه‌زنی طرف ضعیف‌تر را کاهش دهد.

۳. تجربه تاریخی و ضرورت واقع‌گرایی

تاریخ روابط ایران با قدرت‌های بزرگ، ضرورت احتیاط در برابر وعده‌های سیاسی و اتکای یک‌جانبه به شرکای خارجی را یادآوری می‌کند. از عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای در دوره روسیه تزاری تا اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نمونه‌های متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد قدرت‌های بزرگ در شرایط تعارض منافع، اولویت‌های راهبردی خود را دنبال کرده‌اند.

البته نمی‌توان روسیه امروز را بدون توجه به تفاوت‌های تاریخی و ساختار نظام بین‌الملل، عیناً با روسیه تزاری یا اتحاد شوروی یکسان دانست.

۴. مذاکره با آمریکا و اروپا؛ ابزار سیاست خارجی، نه هدف نهایی

در فضای سیاسی ایران، مذاکره با آمریکا گاه به‌عنوان نشانه عقب‌نشینی و گاه به‌عنوان راه‌حل اصلی مشکلات کشور معرفی می‌شود. هر دو نگاه، در صورت مطلق‌شدن، می‌توانند مانع ارزیابی دقیق فرصت‌ها و هزینه‌ها شوند.

مذاکره نه ذاتاً موفقیت‌آمیز است و نه ذاتاً زیان‌بار. نتیجه آن به موضوع مذاکره، توازن تعهدات، امکان راستی‌آزمایی، ضمانت اجرای توافق و هزینه‌های پایبندی یا خروج از آن بستگی دارد.

همچنین، سیاست خارجی نباید از ظرفیت کارشناسان اقتصادی، دانشگاهیان، دیپلمات‌های حرفه‌ای و بخش خصوصی بی‌بهره بماند. پیچیدگی مناسبات جهانی ایجاب می‌کند که تصمیم‌های مهم بر پایه اطلاعات دقیق، محاسبه هزینه‌ها و سنجش گزینه‌های جایگزین اتخاذ شوند.

استقلال دیپلماتیک، پیش از آنکه به معنای فاصله‌گرفتن از یک قدرت خارجی باشد، به معنای برخورداری از توان تصمیم‌گیری آگاهانه و حفظ امکان انتخاب در برابر فشارهای مختلف است.

برای گسترش گزینه‌های سیاست خارجی ایران، می‌توان چند مسیر مکمل را در نظر گرفت:

نخست، توسعه روابط اقتصادی و سیاسی با کشورهای همسایه و منطقه. مناسبات پایدار با کشورهای پیرامونی می‌تواند فرصت‌های تجارت، سرمایه‌گذاری، همکاری انرژی و مدیریت اختلافات امنیتی را افزایش دهد.

دوم، حفظ همکاری با چین و روسیه همراه با ارزیابی مستمر منافع و تعهدات متقابل. هدف باید توسعه همکاری‌های سودمند باشد، نه جایگزین‌کردن یک وابستگی با وابستگی دیگر.

سوم، پیگیری راه‌حل‌های دیپلماتیک برای کاهش تحریم‌ها و تنش‌های خارجی، با تأکید بر توافق‌های مرحله‌بندی‌شده، تعهدات متقابل و امکان راستی‌آزمایی.
چهارم، تقویت بنیان‌های اقتصادی داخلی. اقتصادی که از ثبات مقررات، بهره‌وری، سرمایه‌گذاری و ارتباط مؤثر با بازارهای جهانی برخوردار باشد، در برابر فشارهای خارجی ظرفیت مقاومت و انتخاب بیشتری خواهد داشت.
پنجم، ایجاد توازن میان ملاحظات امنیتی و ضرورت‌های توسعه. امنیت و توسعه دو هدف متعارض نیستند؛ اما نحوه مدیریت آن‌ها می‌تواند بر میزان هزینه‌ها، فرصت‌های اقتصادی و کیفیت روابط خارجی اثر بگذارد.
سخن پایانی و نتیجه‌گیری:
مسئله سیاست خارجی ایران را نمی‌توان به انتخاب میان شرق و غرب کاهش داد. مسئله بنیادی‌تر، نسبت میان استقلال تصمیم‌گیری، محدودیت گزینه‌های دیپلماتیک و توانایی کشور در مدیریت منافع متعارض قدرت‌های بزرگ است.
چین و روسیه می‌توانند شرکای مهم ایران باشند، اما هیچ‌یک الزاماً همه اولویت‌های خود را تابع منافع تهران نخواهند کرد. به همین ترتیب، تعامل با آمریکا و اروپا نیز تنها زمانی می‌تواند به منافع پایدار منجر شود که بر مبنای محاسبات واقع‌بینانه، تعهدات متقابل و سازوکارهای قابل ارزیابی شکل بگیرد.
از سوی دیگر، کاهش محدودیت‌های خارجی بدون توجه به سازوکارهای تصمیم‌گیری داخلی دشوار خواهد بود. همان‌طور که اصلاحات داخلی نیز در فضای تقابل مستمر و محدودیت‌های اقتصادی با موانع جدی روبه‌رو می‌شوند. ازاین‌رو، بازنگری در سیاست خارجی باید هم‌زمان دو مسیر را دنبال کند: افزایش انسجام و پیش‌بینی‌پذیری تصمیم‌گیری در داخل و گسترش روابط متوازن در خارج.
استقلال دیپلماتیک به معنای بی‌نیازی از همکاری با دیگران نیست؛ بلکه به معنای توانایی همکاری با بازیگران مختلف، بدون واگذاری اختیار تصمیم‌گیری درباره منافع ملی به هیچ‌یک از آن‌هاست.
در نهایت، معیار سنجش موفقیت سیاست خارجی را باید در نتایج آن جست‌وجو کرد: آیا امنیت کشور پایدارتر شده است؟ آیا هزینه‌های تقابل کاهش یافته‌اند؟ آیا فرصت‌های اقتصادی و دیپلماتیک افزایش یافته‌اند؟ و آیا ایران در مذاکرات و تصمیم‌های بین‌المللی از گزینه‌های بیشتری برخوردار است؟

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.