×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

افزونه جلالی را نصب کنید.  .::.   برابر با : Friday, 30 October , 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 1 خبر
بقای زاگرس در گرو تقویت محیط‌بانان است

زاگرس به‌عنوان کمربند حیاتی غرب کشور، امروز زیر فشار هم‌زمان تغییرات اقلیمی، خشکسالی، بهره‌برداری بی‌رویه، آتش‌سوزی، قاچاق چوب و شکار غیرمجاز قرار دارد. این زیست‌بوم که جنگل‌های بلوط آن در غرب و جنوب غربی ایران گسترده شده است، نه‌فقط میراث طبیعی، بلکه منبع آب، تعادل اقلیمی، مهار فرسایش و سیلاب و پشتوانه معیشت و هویت مردمان زاگرس است.

ساختار جنگل زاگرس آسیب‌دیده است

زاگرس از نظر بوم‌شناختی ناحیه‌ای گذر میان جنگل و استپ است؛ جنگل‌های تنک و نیمه‌انبوهی که گونه غالب آن بلوط است و در کنار آن بنه، بادام کوهی، ارژن، کیکم، زالزالک و گون‌زارها پوشش گیاهی منطقه را تشکیل می‌دهند. این ترکیب، زیستگاهی چندلایه برای حیات وحش فراهم می‌کند و در دامنه‌های پرشیب، خاک و آب را نگه می‌دارد.

بر اساس گزارش‌ها، ساختار امروز این جنگل آسیب‌دیده است. بیش از ۹۰ درصد پایه‌های بلوط زاگرس شاخه‌زاد هستند؛ یعنی پس از قطع یا آتش‌سوزی از ریشه و کنده جوانه زده‌اند و تنه اصلی و بذرزاد ندارند. چنین جنگلی توان بازسازی طبیعی و تشکیل توده‌های پایدار را تا حد زیادی از دست می‌دهد. بین ۴۰ تا ۵۰ درصد گستره زاگرس درگیر زوال بلوط است و خشکسالی، آفات و بیماری، چرای بی‌رویه و قطع درختان، این ساختار فرسوده را شکننده‌تر می‌کند.

نتیجه این روند، تبدیل تدریجی زاگرس از یک جنگل زنده به مجموعه‌ای از توده‌های پیر، تنک و کم‌تجدد است؛ روندی که امنیت آبی، مهار سیلاب و تاب‌آوری روستاهای زاگرس را تهدید می‌کند.

زیستگاه جانوری زاگرس نیازمند پیوستگی و حفاظت است

زاگرس یکی از غنی‌ترین زیستگاه‌های جانوری کشور است. پلنگ ایرانی، خرس قهوه‌ای، کل و بز، قوچ و میش، گرگ، روباه، شغال، گربه وحشی، سمور سنگی، سنجاب ایرانی و پرندگانی مانند کبک، تیهو، عقاب و کرکس از گونه‌های شاخص آن هستند.

اما ساختار جنگلی فرسوده و تکه‌تکه، زیستگاه حیات وحش را نیز محدود کرده است. جاده‌ها، معادن، شهرک‌ها و زمین‌های کشاورزی کریدورهای حرکتی را قطع می‌کنند؛ چرای بی‌رویه و خشکیدگی بلوط، پناهگاه و غذای گونه‌ها را کاهش می‌دهد؛ و شکار غیرمجاز، به‌ویژه در مناطق حاشیه‌ای، جمعیت‌های محلی را تحت فشار قرار می‌دهد.

تکه‌تکه شدن زیستگاه، جمعیت‌ها را منزوی و تنوع ژنتیکی‌شان را ضعیف می‌کند و حتی گونه‌های نمادینی مانند پلنگ ایرانی را آسیب‌پذیرتر می‌سازد. حفاظت از جانوران زاگرس، بدون حفاظت از ساختار جنگل و بدون پایش مستمر ممکن نیست.

کمبود نیرو و تجهیزات؛ چالش محیط‌بانان زاگرس

در خط مقدم حفاظت از این سرمایه ملی، محیط‌بانان قرار دارند؛ اما با کمترین امکانات. بر اساس گزارش‌ها، در ناحیه زاگرس با بیش از ۶ میلیون هکتار جنگل و مرتع حساس، تنها حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ محیط‌بان فعال هستند؛ یعنی گاهی هر محیط‌بان مسئول حفاظت از بیش از ۷ هزار هکتار است، در حالی که استاندارد جهانی برای هر ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ هکتار یک محیط‌بان توصیه می‌شود.

کمبود نیرو تنها بخشی از ماجراست. نبود دوربین‌های تله‌ای، خودروهای گشت، لباس‌های مقاوم، بیسیم و پهپاد، محیط‌بانان را در برابر شکارچیان مسلح و بحران‌های طبیعی آسیب‌پذیر کرده است. قوانین فعلی نیز در مواجهه با متخلفان مسلح، نیازمند بازنگری و تقویت پشتوانه قانونی محیط‌بانان است تا آنان بتوانند با امنیت بیشتری وظایف خود را انجام دهند.

نتیجه این شرایط، درگیری‌های مرگبار است. شهادت محیط‌بانانی مانند هدایت‌الله دیده‌بان در منطقه خائیز و مصدومیت نیروها در درگیری با شکارچیان در سفیدکوه خرم‌آباد، نمونه‌هایی از هزینه‌ای است که حافظان طبیعت می‌پردازند.

پایگاه هوایی امداد زاگرس؛ ظرفیتی که باید عملیاتی شود

در یادداشت های پیشین درباره «پایگاه هوایی امداد زاگرس» تأکید شده است که حفاظت از پهنه‌های گسترده و صعب‌العبور زاگرس، بدون توان پایش و امداد هوایی، عملاً به گشت‌های زمینی محدود می‌شود؛ گشت‌هایی که خود با کمبود نیرو، خودرو و تجهیزات دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

این پایگاه نباید فقط یک عنوان باشد؛ باید به ظرفیت عملیاتی واقعی برای مهار زودهنگام آتش‌سوزی، انتقال نیرو و مصدوم، پایش مناطق حساس و پشتیبانی از محیط‌بانان تبدیل شود. اما بدون نیروی انسانی کافی، تجهیزات به‌روز و هماهنگی با یگان حفاظت محیط‌زیست، تنها یک ظرفیت بالقوه باقی می‌ماند.

سه مسئله به هم گره خورده‌اند

بحران زاگرس، بحران محیط‌بانان و ضعف توان امداد هوایی، سه مسئله جدا نیستند. جنگل فرسوده، زیستگاه حیات وحش را کوچک می‌کند؛ حیات وحش آسیب‌پذیر، نیازمند پایش و حفاظت بیشتر است؛ و حفاظت بیشتر، بدون نیروی کافی و پشتیبانی سریع هوایی ممکن نیست.

بسیاری از بحران‌ها؛ از خشکیدگی بلوط تا آتش‌سوزی و شکار غیرمجاز، در صورت حضور کافی و منظم نیروهای حفاظتی و پشتیبانی سریع در مراحل اولیه قابل کنترل یا مهار بودند. کمبود نیرو و تجهیزات، فرصت بیشتری در اختیار شکارچیان و تخریب‌کنندگان قرار می‌دهد و پایش مستمر مناطق را کاهش می‌دهد.

 

بنابراین، رسیدگی به وضعیت محیط‌بانان و تقویت پایگاه هوایی امداد زاگرس نه یک «لطف» به یک قشر یا یک منطقه، بلکه یک ضرورت راهبردی برای بقای یکی از حیاتی‌ترین زیست‌بوم‌های کشور است.

 

راه‌حل؛ افزایش نیرو، تجهیزات و هماهنگی میان دستگاه‌ها

 

راه‌حل روشن است، اما اراده و هماهنگی میان دستگاه‌های مسئول می‌خواهد: افزایش شمار محیط‌بانان زاگرس تا سطح استاندارد، تأمین تجهیزات حفاظتی و دفاعی، بازنگری قوانین حمایتی، پرداخت به‌موقع حقوق و مزایا، حفاظت و احیای توده‌های بذرزاد بلوط و پیوند زیستگاه‌های تکه‌تکه‌شده.

 

در کنار این اقدامات، فعال‌سازی واقعی پایگاه هوایی امداد زاگرس و جلب مشارکت جوامع محلی نیز ضروری است. بقای زاگرس در گرو تقویت محیط‌بانان است؛ زاگرس بدون بلوط‌هایش زاگرس نیست و بلوط‌ها بدون حافظانشان دوام نمی‌آورند. حفاظت از زاگرس یک انتخاب نیست؛ ضرورتی راهبردی برای تاب‌آوری کشور در برابر بحران آب و تغییر اقلیم است.

 

مجتبی حاجتی

پژوهشگرتوسعه و مدیریت استراتژیک

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.