- نویسنده : عاطفه کریموند
- 07 سپتامبر 2026
- کد خبر 27262
- بدون نظر
- ایمیل
- پرینت
سایز متن /
یادداشت خبرنگار پایگاه خبری دیدار خوزستان
گاهی یک زیرساخت ساده، میتواند معیار مهمی برای سنجش میزان برخورداری یک منطقه باشد؛ زیرساختی مانند پایانه مسافربری که در نگاه نخست شاید یک پروژه عمرانی معمولی به نظر برسد، اما برای شهرستانی مانند اندیکا، میتواند بخشی از نیازهای اساسی مردم و مقدمهای برای دسترسی عادلانهتر به خدمات باشد.
اندیکا شهرستانی با سه بخش مرکزی، آبژدان و چلو و سه شهر است که جمعیت آن در نقاط مختلف و بهصورت پراکنده سکونت دارند. بر اساس آخرین سرشماری رسمی عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت شهرستان اندیکا ۴۷ هزار و ۶۲۹ نفر اعلام شده است؛ رقمی که مربوط به حدود یک دهه پیش است. با توجه به گذشت ۱۰ سال از آخرین سرشماری عمومی و روند تغییرات جمعیتی، میتوان جمعیت کنونی شهرستان را حداقل در حدود ۶۰ هزار نفر برآورد کرد؛ جمعیتی که در سه بخش مرکزی، آبژدان و چلو و صدها نقطه جمعیتی پراکنده شده است.
بر اساس همان سرشماری، جمعیت بخش مرکزی ۱۷ هزار و ۱۹۶ نفر، بخش آبژدان ۱۹ هزار و ۴۸۸ نفر و بخش چلو ۱۰ هزار و ۹۴۵ نفر بوده است. این اعداد نشان میدهد که با یک شهرستان متراکم و یکپارچه مواجه نیستیم؛ بلکه با منطقهای گسترده و دارای پراکندگی قابل توجه جمعیتی روبهرو هستیم.
در چنین شرایطی، حملونقل عمومی دیگر یک موضوع فرعی یا صرفاً رفاهی نیست؛ بخشی از زیرساخت ضروری زندگی مردم است.
با این حال، اندیکا همچنان از داشتن یک پایانه مسافربری استاندارد و متناسب با نیاز جمعیت شهرستان محروم است؛ موضوعی که سالهاست زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده است.
امروز شهروند اندیکایی برای انجام امور اداری، درمانی، کاری، تحصیلی و اقتصادی در بسیاری از موارد ناچار است به شهرهای دیگر مراجعه کند. اما نبود پایانه و خطوط منظم حملونقل بینشهری باعث شده بخش قابل توجهی از این رفتوآمدها به خودروهای شخصی، دربست و سرویسهای پراکنده وابسته باشد؛ هزینهای که در شرایط اقتصادی کنونی، فشار مضاعفی بر خانوادهها وارد میکند.
مسئله زمانی جدیتر میشود که بدانیم بسیاری از نیازهای تخصصی مردم اندیکا در خارج از شهرستان تأمین میشود. درمان، تحصیل، اشتغال و حتی بخشی از امور اداری، شهروند را ناچار به سفر میکند. بنابراین نبود یک سیستم حملونقل عمومی منظم، به معنای تحمیل هزینه و دشواری بیشتر به مردمی است که پیش از این نیز با مشکلات متعدد ناشی از محرومیت و پراکندگی جغرافیایی مواجهاند.
در این میان، وضعیت دانشجویان اندیکایی شاید یکی از روشنترین نمونههای تبعات این مشکل باشد.
دانشجویی که در مسجدسلیمان، اهواز، ایذه یا دیگر شهرهای خوزستان و حتی استانهای دیگر تحصیل میکند، برای رفتوآمد به یک وسیله نقلیه مطمئن، منظم و مقرونبهصرفه نیاز دارد. اما وقتی چنین امکانی وجود نداشته باشد، هزینه و دشواری مسیر افزایش پیدا میکند و بازگشت به خانه برای برخی دانشجویان به امری دشوار تبدیل میشود.
دانشجویانی هستند که به دلیل سختی رفتوآمد و هزینه بالای خودروهای دربست، ماهها از خانوادههای خود دور میمانند و حتی در تعطیلات و مناسبتها نیز نمیتوانند به خانه بازگردند. در مواردی نیز این شرایط میتواند ادامه تحصیل را برای خانوادههایی که توان پرداخت هزینههای سنگین رفتوآمد را ندارند، دشوار کند.
آیا منطقی است دانشجویی که برای ساختن آینده خود راهی دانشگاه شده، در کنار دغدغه تحصیل، مجبور باشد دغدغه «چگونه به خانه برگردم؟» را نیز با خود حمل کند؟
موضوع فقط دانشجویان نیست.
بیماری که برای دریافت خدمات تخصصی درمانی باید به شهرهای دیگر برود، نباید علاوه بر هزینه درمان، دغدغه پیدا کردن خودرو و پرداخت کرایه سنگین را هم داشته باشد. کارگری که برای اشتغال نیازمند رفتوآمد است، کارمندی که باید به شهر دیگری مراجعه کند، سالمندی که برای درمان یا امور اداری نیاز به سفر دارد و خانوادهای که امکان استفاده از خودروی شخصی را ندارد، همگی با همین مشکل مواجهاند.
از سوی دیگر، نبود پایانه مسافربری، مسئله امنیت و ساماندهی سفر را نیز مطرح میکند.
پایانه تنها محلی برای سوار و پیاده شدن مسافر نیست؛ پایانه میتواند محل استقرار و ساماندهی ناوگان، مشخص بودن مسیرها و ساعات حرکت، حضور شرکتهای حملونقل و ایجاد نظم و نظارت بیشتر بر سفرهای بینشهری باشد. در شهرستانی که بخشی از مسیرهای آن جادههای کوهستانی و پرپیچوخم است و جمعیت در نقاط متعدد و پراکنده سکونت دارد، ضرورت ساماندهی حملونقل و افزایش ایمنی سفر اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در کنار پایانه مسافربری، مسئله حملونقل درونشهری و تاکسیرانی نیز نیازمند توجه جدی است. سه شهر شهرستان اندیکا نیز باید از خدمات منظم و سامانیافته تاکسیرانی برخوردار باشند تا شهروند برای جابهجایی در داخل شهر و دسترسی به مراکز خدماتی، درمانی و اداری با مشکل مواجه نشود.
به بیان سادهتر، مسئله اندیکا فقط «نداشتن یک پایانه» نیست؛ مسئله، نبود یک زنجیره منسجم حملونقل عمومی از روستاها و نقاط جمعیتی تا شهرها و از شهرهای شهرستان به مراکز مهم استان و شهرهای همجوار است.
این وضعیت برای شهرستانی که در زمره مناطق کمبرخوردار قرار دارد، قابل قبول نیست.
مردم اندیکا سالهاست هزینه فاصله، پراکندگی جغرافیایی و محرومیت را با زمان، پول و سختی بیشتر پرداخت کردهاند. اگر قرار است عدالت در برخورداری از خدمات معنا داشته باشد، حملونقل عمومی نیز باید بخشی از همین عدالت باشد.
اکنون مطالبه مردم اندیکا روشن است؛ احداث و راهاندازی یک پایانه مسافربری استاندارد و متناسب با نیاز شهرستان، ساماندهی تاکسیرانی در شهرهای شهرستان و ایجاد خطوط منظم و رسمی اتوبوس و حملونقل بینشهری.
از استاندار محترم خوزستان، نماینده محترم مردم شریف اندیکا در مجلس، فرمانداری، شهرداریها و ادارهکل راهداری و حملونقل جادهای استان انتظار میرود این موضوع را صرفاً بهعنوان یک مطالبه رسانهای نبینند، بلکه برای آن یک برنامه مشخص اجرایی تعریف کنند؛ برنامهای که در آن محل احداث، اعتبار، متولی، مسیرهای پیشنهادی و زمانبندی اجرا مشخص باشد.
و اگر احداث پایانه در کوتاهمدت امکانپذیر نیست، حداقل انتظار مردم این است که تا زمان تحقق این پروژه، خطوط منظم و رسمی حملونقل بینشهری برای مسیرهای پرتردد اندیکا به شهرهایی مانند مسجدسلیمان، اهواز، ایذه و سایر مقاصد مورد نیاز مردم برقرار شود.
مردم اندیکا مطالبهای فراتر از حق خود ندارند.
آنها صدقه نمیخواهند؛ زیرساخت و خدمات عمومی مناسب میخواهند.
دانشجوی اندیکایی حق دارد بتواند به خانه بازگردد؛ بیمار حق دارد با هزینهای منطقی برای درمان جابهجا شود؛ خانوادهها حق دارند از یک وسیله حملونقل عمومی امن، منظم و قابل اعتماد برخوردار باشند.
امروز این مطالبه بهصورت روشن در برابر مسئولان استان قرار گرفته است:
اندیکا چه زمانی صاحب پایانه مسافربری خواهد شد؟
این پرسش مردم اندیکاست و انتظار میرود پاسخ آن، نه صرفاً یک وعده، بلکه یک برنامه مشخص و زمانبندیشده برای اجرا باشد.
پایانه مسافربری اندیکا؛ یک پروژه عمرانی نیست، یک مطالبه برای عدالت، امنیت و حق دسترسی مردم به حملونقل عمومی است.
✍️به قلم: عاطفه کریموند | خبرنگار و مطالبهگر
https://didarkhouzestan.ir/?p=27262


